و اما این روزا و 15 ماهگی ارسانم
سلام عزیز دردونه مامان فدات شم وای ارسان اینقدر بامزه و خوردنی شدی که نگو (اما در گوشی بگم بعضی وقتام رو اعصاب را میری و شیطونی میکنی)و اما پیش رفت های آقا ارسان اواز میخونه وقتایی که میره دردر و شاده اسم ارو اغلب میگه به دایی سینا میگی یینا عاشق توپ بازی و بالش بازی با سینا و علی هستی دایی جوناش اما تو این مدت واسه ماهگردت کیک قلب پختم اینقدر با نمک بودی شمع ارو فوت میکردی و دست میزدی و میرقصیدی انگار درک کردی که واسه تولد باید این کارا رو بکنی.و شب شام با بابایی به مناسبت ماهگردت رفتیم بیرون و پیتزا زدیم تو رگ تو ام خوشحال از اینکه رفتیم پارک قربونت بشم من 1 تیر تولد بابایی بود تولد نگرفتیم بانه بودیم واسش یه شلوار گ...
نویسنده :
مامان سونی
11:48






